تبليغاتX
محیط زیست و اخلاق - بهلول کوی دانشگاه " دکتر عابدی "
مطالبی پیرامون مهندسی محیط زیست، بهداشت و ادبیات اخلاقی

 و خیلی ها راهم در کوی دانشگاه مرید خود میداند ( بعدا به من هم مرید رضا میگفت ) همیشه به نماز جماعت می آمد و همه را به نماز دعوت میکرد. اصطلاحی داشت که میگفت " عجلو به صلا(ه)     بقیه کارها هم به صلا(ح) " اغلب حرفهای کلیدی خود را به صورت شعر میگفت . بعدا فهمیدم که رشته ادبیات خوانده لباسهای کهنه ولی تمیز می پوشید . به بهداشت و مواد غذایی خیلی اهمیت میداد. خیلی از عادتها و طرز تفکرات بهداشتی و غذایی اش را قبول داشتم  . قند و روغن و مواد کنسروی نمی خورد . گوشت کم می خورد . سبزیجات زیاد می خورد و ...  خیلی ها اونو دست می انداختند ، مسخره اش می کردند ، حتی یکی دو نفر که از حرفهای او خسته شده بودند اورا کتک زده بودند! ( البته سریع بچه ها به کمکش رفته بودند) در اغلب مراسم مذهبی ، سخنرانیها ، کنفرانسها و ... در دانشگاه تهران و حتی بقیه دانشگاهها و حتی خود شهر تهران شرکت کرده و اظهار نظر های جالبی میرد ادعا زیاد می کرد آدم فکر میکرد دارد بلوف میزند ولی بعدا می فهمیدی که خیلی از حرفها و پیش بینی هاش درست از آب در می آومد داستانهای زیادی از پیش بینی ها و حتی کراماتش ( به قول خودش ) وجود داشت بعضی هاش رو هم من خودم هم دیدم مثلا اون سالی که  بر سر روز عید فطر اختلاف نظر شد ( آقای بهجت یک روز رو اعلام کرده بود و آقای خامنه ای روز دیگر ) او از هفته ها قبل همان روز اولی را ( طبق نظر آقای بهجت و بر خلاف تقویم ) عید میدانست و آن روز را هم خودش عید گرفت و روزه نگرفت !؟ به قول خودش هروقت که در کوی حضور داشته هیچ اتفاق ، حادثه ، خودکشی و بمب بارانی ( زمان جنگ ) در کوی اتفاق نیفتاده است ! .می گفت من هر وقت سوار سرویس ( اتوبوس ) کوی می شوم تمام چراغ قرمزهای مسیر سبز خواهند شد . ( یک بار که من در سرویس بودم و ایشان هم آمده بود حقیقتا این اتفاق افتاد که نادر بود ! ) به قبله مسجد ایراد گرفته بود تا مدتها کسی به او توجه نمیکرد ( به خاطر حالت دیوانه وارش ) تا طی اصرارهایش متوجه شدند درست میگوید به قول خودش زلزله ها را پیش بینی میکرد ،یکی از روسای قدیم کوی سعی کرده بود او را از کوی بیرون کند و چند بار هم با دستور به نگهبانان این کار را کرده بود دکتر به او گفته بود تو من را نمی توانی بیرون کنی بلکه خودت با فضاحت بیرون می شوی هینطور هم شده بود مثل اینکه بعد از مدتی اون رو با چند اتهام از ریاست کوی خاع کرده بودند! و ... . البته از حق نگذریم هیچ وقت حرف بی ربط و سند نمی زد اخلاقهای خوب  فراوانی داشت . یک بار یک نفر از خوابگاه انرژی اتمی ( بالای کوی که حدود 3 کیلومتری با کوی فاصله داشت ) به او گفته بود که برای نماز شب بیدارش کند میگفتند که تا مدتها شبها پیاده از کوی به آنجا می رفته تا او را بیدار کند.اگر از روی اخلاص از او چیزی میخواستی و می توانست انجام دهد حتما این کار را می کرد. یکبار موبایلش را تا ماه ها یه یکی از دانشجو ها قرض داده بود . صبح ها می رفت برای بعضی از دانشجوها نان سنگک می گرفت . یکی از عاذت های جالبش این بود که به بچه های کوی و غیره  "درجه تقوی " می داد ( اگر از او می پرسیدنند) از صفر تا صد ( به خودش بالای 95 می داد!،به من 70 !!)  همیشه در حال نصیحت کردن بود ، وسط نماز جماعت ها بعضی موقع حرف میزد ( جملات سجع دار  با معنی ) از طب الرضا و طب الصادق میگفت و از آیات قرآن . بعض ها موقع حرف زدنش صلوات می فرستادند و اگر حاج آقا امجد نبود ( آیه الله امجد ) بعضی ها نمی گذاشتند حرف بزند اما وقتی حاج آقا امجد بود خیلی به دکتر عابدی احترام می گذاشت و بعضی موقع ها خودش حرف نمی زد میگفت آقای عابدی شما بیایید به جای من حرف بزنید ( و یا شعر بخوانید) بعضی موقع هم با هم شعر می خواندند یه شعری که اغلب می خواندند این بود :" گلی خوشبوی در حمام روزی    رسید از دست محبوبی بدستم  ... کمال همنشین در من اثر کرد    وگرنه من همان خاکم که هستم . از هیچ کس نمی ترسید حتی میگفتند یک بار که به مجلس رفته بوده و حرفها و شلوغ کاریهاش باعث شده یک لایحه راجع به بازنشستگان تصویب شود. ازدواج نکرده بود میگفت کسی که مثل خوم باشد و لایق من باشد پیدا نکرده ام اگر کسی پیدا شود ازدواج می کنم. خیلی حرفها و حکایات راجعبه ایشان دارم ولی دیگر در حوصله قلم نمی گنجد هنوز هم هرقت که به دانشگاه تهران  میروم او را می بینم و هنوز هم شخصیت او برایم جالب و ناشناخته است  شاید او عاقلی است در پوستین دیوانه همچون " بهلول ". در زیر هم گزارش سایت خبری مهر را راجع به ایشان برایتان آورده ام

حق یارتان

به نقل از مهر:

این مرد از سال 1359خوابگاهی است!/ زندگی با "قیصر" و تغییر قبله کوی
شاید شما هم روزی ساکن خوابگاه دانشجویان بوده اید اما پس از چندسال خوابگاه را ترک کرده اید اما مردی در کوی دانشگاه تهران ساکن است که از سال 1359 این خانه دانشجویی را ترک نکرده است. او هم اتاقی قیصرامین پور بوده و دکترعارف را متقاعد کرده تا قبله کوی را اصلاح کند.

به گزارش خبرنگار مهر، همیشه همه ما انسانها در هر مقطعی از زندگی خانه ای داریم که در آن زندگی می کنیم. خیلی از آدمها در طول دوران زندگیشان دانشجو می شوند و زندگی در خوابگاه را تجربه می کنند اما این تجربه نهایتا چند سال به طول می انجامد. اما در همین تهران مردی 63 ساله زندگی می کند که 29 سال است خانه اش کوی دانشگاه تهران و اتاقهای این خوابگاه است و همسایه هایش دانشجویانی از جنس تمامی شهرها.

کوی دانشگاه تهران واقع در انتهای خیابان کارگر شمالی یکی از ۱۳ خوابگاه دانشجویی دانشگاه تهران و بزرگترین مجموعه خوابگاه دانشجویی در خاورمیانه ‌است که در سال ۱۳۲۴ تحویل دانشگاه تهران شد و پس از آن نیز توسعه یافت.

یکی از ساکنان ویژه این خانه بزرگ دانشجویی عابدی است که ساکنان کوی او را دکتر می خوانند (او لیسانس ادبیات است). او در میان دانشجویان بسیار شهره است و از سال 1353 زمانی که 29 سال داشته وارد دانشگاه تهران شده است. عابدی معروف از سال 1359 یعنی 29 سال پیش قدم در کوی دانشگاه تهران گذاشته و از آن زمان همدمی همیشگی برای کوی دانشگاه و دانشجویانی بوده که آمده اند و رفته اند.

عابدی در حالی که 35 سال از عمر کوی می گذشت وارد این خوابگاه شد. از آن زمان به بعد دانشگاه تهران افراد ویژه ای را چون غلامعلی افروز، محمدرضا عارف، منصور خلیلی اردکانی، رضا فرجی دانا و عباسعلی عمید زنجانی در راس مدیریت خود دیده که همگی آمده اند و رفته اند اما "دکتر معروف" کوی دانشگاه همچنان ساکن دانشگاه و کوی است.

عابدی از سال 1359 یعنی زمانی که هنوز من به دنیا نیامده بودم در کوی دانشگاه تهران زندگی می کند و دیگر جزئی از کوی شده است.

کمتر دانشجویی وجود دارد که یک بار گذرش به کوی افتاده باشد و عابدی را نشناسد. عابدی در خاطرات بیشتر دانشجویان نقشی را بازی می کند. او به واقع دفترچه خاطره کوی دانشگاه است!

در یک بعد ازظهر بارانی به سراغ عابدی رفتیم. چتری در دست راست داشت و رادیویی در دست چپ. در حالی که رادیوی او روشن بود و امواج رادیو قرآن را به خیابان 16 آذر می آورد، پای صحبتها و خاطراتش نشستم.

عابدی که در کوی دانشگاه به دکتر معروف است 29 سال زندگی در کوی دانشگاه را در کارنامه زندگی خود دارد

چون شاغل بودم سال 1353 نتوانستم وارد کوی دانشگاه شوم

عابدی که لیسانس ادبیات فارسی دارد و از سال 1359 در کوی دانشگاه زندگی می کند در گفتگویی خواندنی با خبرنگار مهر گفت: در سال 53 در رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران پذیرفته شدم. همان روزی که برای ثبت نام به دانشگاه آمدم تحصیل رایگان شد. در آن زمان که به دوران پیش از انقلاب برمی گردد قانونی بود که به دانشجویان شاغل خوابگاه تعلق نمی گرفت بنابراین نتوانستم از آن زمان ساکن کوی دانشگاه شوم.

سال 59 پس از انقلاب فرهنگی وارد کوی دانشگاه شدم

وی ادامه داد: من آن زمان در مقطع راهنمایی حق التدریسی درس می دادم و راضی نشدم که دروغ بگویم و در خوابگاه ساکن شوم تا اینکه به انقلاب فرهنگی برخوردیم و دانشگاه تعطیل شد تا سال 59 که دوباره دانشگاه باز شد و این بار به خوابگاه کوی دانشگاه آمدم و تا امروز ماندگار شدم.

اهل نطنزم

دکتر معروف کوی دانشگاه افزود: اصالتا اهل اطراف نطنز در استان اصفهان هستم و در حال حاضر هم اقوام دورم در آنجا زندگی می کنند. بستگان درجه یکم اغلب فوت شده اند و در تهران تنها یک خواهر دارم که با خانواده اش زندگی می کند و بعضی روزها به منزلشان می روم تا وظیفه برادری را به جا آورده باشم.

یک اتاق کوچک در کوی دانشگاه دارم اما اکثرا در اتاق دانشجویان زندگی می کنم

عابدی گفت: در کوی یک اتاق کوچک برای خودم دارم که دانشجویان معمولا آن را نمی گیرند و بیشتر اوقات دست من است. وسایل کمی دارم که در اتاق گذاشته ام اما اکثر شبها به اتاق دانشجویان می روم.

وی ادامه داد: در اتاقم وسایل لازم در حد لباس، خشکبار، دانه های روغنی و کتابهایم که بیشتر درباره بهداشت، طب اسلامی، مسائل اجتماعی و قرآن هستند را نگهداری می کنم.

بیشتر خام خواری می کنم

دکتر معروف کوی دانشگاه در رابطه با تغذیه اش نیز به مهر گفت: فقط خام خواری می کنم و معمولا به سراغ غذاهای عمومی نمی روم. در خوابگاه بیشتر شبها با دانشجویان با هم غذا می پزیم و با لذت می خوریم.

وی ادامه داد: البته غذاهای عمومی مثل جوجه کباب را می خورم اما به سراغ غذاهایی مثل چلوخورشت ها و آش که عمومی باشند نمی روم. چرا که مخلفات زیادی دارند و امکان اینکه مواد بدی در آنها به کار رفته باشد وجود دارد.

عابدی افزود: در میان وسایلم همیشه جایی برای دانه های روغنی و غذاهای گیاهی وجود دارد چرا که به سلامت خیلی اهمیت می دهم و تغذیه هم از ارکان حفظ سلامتی است.

دکتر معروف کوی دانشگاه
از اشتباهی که در تعیین قبله کوی دانشگاه رخ داده پرده برداشت

قبله کوی را اشتباه تعیین کرده بودند

عابدی در ادامه این گفتگوی خواندنی از خاطراتش در کوی دانشگاه به مهر گفت. از خاطراتی که تقریبا اکثر خوابگاهی های دانشگاه تهران آن را می دانند و به آن احترام می گذارند. یکی از این خاطرات که عابدی با دقت و ظرافتی خاص آن را تعریف می کند اشتباهی که مسئولان کوی دانشگاه در تعیین دقیق قبله کوی داشته اند و عابدی آنها را متقاعد ساخته تا قبله را تصحیح کنند.

وی در رابطه با این جریان گفت: نزدیک به 16 سال پیش یک روز در مسجد دانشگاه بودم که متوجه شدم آفتاب ظهر متناسب با ظهر شرعی نیست. از همان روز به دنبال این افتادم که به همه اثبات کنم که قبله مسجد دانشگاه اشتباه است اما کسی به حرفم توجه نمی کرد.

دکتر عارف دستور تصحیح قبله را داد

عابدی ادامه داد: تا اینکه بعد از مدتها پیگیری همان کسانی که با من مخالفت می کردند قبله نما آوردند و دیدند که حق با من است. آن زمان دکتر عارف رئیس دانشگاه تهران بود که دستور داد فرش را به سمت راست مسجد ببرند و محراب اشتباه را بپوشانند. آن روزها خیلی پیگیر شدم تا این اتفاق افتاد چرا که هیچ کس باور نمی کرد که حق با من است.

هم اتاق شدن با قیصر امین پور

اتفاقات جالب و عجیب زیادی در زندگی خوابگاهی عابدی وجود دارد. هم اتاق شدنش با قیصر امین پور در زمانی که قیصر دانشجوی لیسانس بود هم از همین اتفاقات جالب است.

وی در رابطه با خاطرات آن روزها به مهر گفت: زمانی که با قیصر در ساختمان 21 هم اتاق بودم دانشجوی لیسانس بود. ما با هم خیلی خوب بودیم و قیصر خیلی هوایم را داشت.

توصیه عابدی به قیصر

دکتر معروف ساکنان کوی دانشگاه ادامه داد: همیشه به قیصر توصیه می کردم که غذایش میوه و سبزیجات باشد و همیشه صبح های زود درس بخواند و جالب این بود که بیشتر مواقع به توصیه هایم توجه و آنها را اجرا می کرد.

وی افزود: زمانی که امین پور کارشناسی ارشد قبول شد از اتاق ما رفت چرا که دانشجویان ارشد نیاز به اتاقهای خلوت تری نیاز دارند و از آنجا که من بر مسائل کوی نظارت داشتم و مراجعه کنندگانم زیاد بودند دیگر نشد که هم اتاقی باشیم.

تحصیلات تکمیلی برای حقوق بیشتر است که من نمی خواهم

عابدی اضافه کرد: قیصر همیشه به من می گفت چرا درسم را در مقاطع ارشد و دکتری ادامه نمی دهم و من هم همیشه در جوابش می گفتم من به حد عالی دانش کسب کرده ام و این مقاطع تنها برای رسیدن به حقوق بیشتر است نه علم و اطلاعات بیشتر. لذا لازم نیست که برای مدرک درس بخوانم.

این هم تصویری دیگر از عابدی کوی دانشگاه. کسی که دوره ای با قیصر امین پور هم اتاق بوده است

ازدواج نکرده ام اما از ازدواج گریزان نیستم

دکتر معروف کوی دانشگاه هنوز بعد از سالها مجرد است اما از ازدواج گریزان نیست و اتفاقا ازدواج را یکی از اصول مناسب دین می داند و خیلی راحت با لبخندی می گوید معیارهایش برای ازدواج چیست.

عابدی که حاضر است در 63 سالگی هم ازدواج کند، گفت: چنانچه فردی متقی و مناسب باشد برای ازدواج مشکلی ندارم. قیافه و مال اصلا در ازدواج و انتخاب همسر برای من مهم نیست. تقوی بهترین ملاک مطمئن و پایدار در ازدواج و انتخاب است که همه به خصوص جوانان و دانشجویان باید به آن توجه کنند تا در زندگی و ازدواج موفق باشند.

تمام شبهایی که در کوی بوده ام هیچ خودکشی اتفاق نیفتاده است

دکتر معروف دانشگاه تهران یکی از افتخاراتش را این می داند که تا به حال هیچ خودکشی در شبهایی که او در کوی بوده اتفاق نیفتاده است و در یک موردی هم که اتفاق افتاده دانشجویی قصد خودکشی داشته با کمک او همه چیز حل شده است.

عابدی در این زمینه گفت: دانشجویان زیاد به من مراجعه می کنند و من هم سعی می کنم توجه آنها را به مسائل دینی و عاطفی بیشتر جلب کنم تا به نوعی از افسردگی آنها جلوگیری کنم.

وی ادامه داد: یادم می آید شبی در سال 74 یک دانشجو قصد خودکشی داشت. ماجرا از 12 شب شروع شده بود تا ساعت چهار صبح که به من خبر دادند ادامه داشت. به آنجا رفتم و ماموران آتش نشانی را راهنمایی کردم که چگونه اقدام کنند تا دانشجو آسیبی نبیند. خدا را شکر همه چیز به خیر و خوشی تمام شد.

عابدی کوی دانشگاه دوست دارد در تمام عمرش ساکن کوی دانشگاه باشد

بیش از یک هفته از کوی دور نبوده ام

عابدی گفت: تا به حال بیشتر از یک هفته از خوابگاه دور نبوده ام. امکان دارد چند روزی از کوی دور شده باشم اما علت آن هم دانشجویان این کوی بوده اند که از من دعوت کرده اند به خانه هایشان در شهرستانها بروم. گاهی هم به محل به روستای خودم سری زده ام.

وی ادامه داد: همه دانشجویان و مسئولین می دانند که نظارت من بدون اغراق، افراط و تفریط است و همیشه به دنبال این بوده ام که اعتراض هایی که گهگاهی به دلیل مشکلات صنفی اتفاق می افتد به جنجال کشیده نشود. بنابر این همه متقاضی حضور و توجه بیشتر به نظرات من بوده اند.

در کوی مفیدم پس می خواهم همیشه ساکن کوی باشم

دکتر معروف کوی دانشگاه گفت: خودم هم دوست دارم در جایی باشم که موثر هستم و در حال حاضر هم این جوانان دانشجو و مسئولین دانشگاه و کوی مرا دوست دارند. تمام اینها برادران دینی من هستند و از خلوص من لذت می برند. بنابراین اینجا مفید هستم و دوست دارم همیشه در کوی بمانم. 

عابدی درباره نظر مسئولان درباره حضور طولانی مدت وی در کوی دانشگاه گفت: تا به حال همه مسئولین من را پذیرفته اند و نخواسته اند که من از مجموعه کوی و دانشگاه حذف شوم چرا که همه بر اساس تقوی و صداقت کار می کنند.

عابدی همدم بسیاری از فارغ التحصیلان این دانشکده (حقوق) که الان حقوقدانهای قابلی شده اند هم بوده است

اخلاص و استعداد دانشجویان بسیار بالاست

وی درباره دانشجویان نیز به مهر گفت: اخلاص و استعداد دانشجویان غالبا بالا است و اگر فردی را ببینند که بدون غرض چیزی می گوید به حرفش گوش می دهد.

عابدی اضافه کرد: دانشجویان نیز من را این طور دیده اند و مرتب در مورد مسائل مختلف به من مراجعه می کنند که من هم به دنبال این هستم که به مسئولیتم به خوبی عمل کنم. با بسیاری از اساتید و مقامات مسئول دانشگاه هم که به دنبال پست و ظواهر نیستند و با اخلاص کار می کنند دوست هستم و رابطه صمیمانه ای دارم.

عابدی همراه با دانشجویی از دانشگاه به کوی می رود تا سالهای سال همدم دانشجویان خوابگاهی باشد

مرشد و مشاور همه دانشجویان هستم

وقتی از دکتر مشهور دانشگاه تهران در مورد شغلش پرسدیم با غرور گفت: مشاور و مرشد تمام دانشجویان هستم و سعی می کنم همیشه به آنها کمک کنم.

عابدی گفت: دوست دارم همیشه در جایی که موثر باشم به مردم خدمت کنم بنابراین بیشتر شبها و صبح ها را در کوی هستم و طول روز به دانشگاه می روم.

باران دیگر حسابی دکتر را کلافه کرده است. دانشجویان بسیاری که از کنار ما رد می شوند با او گپ می زنند. دکتر محبوب خیلی از دانشجوهاست و به قول خودشان این روزها علاوه بر دکتر "یوزارسیف" هم شده چرا که کلی خواب می بیند و برای بچه ها تعبیر می کند!

از عابدی می خواهم که چند دقیقه ای دیگر باران را تحمل کند تا چند عکس از وی به یادگار بگیرم. دانشجوها از دکتر می خواهند که برای عکسها کلاهش را بردارد ولی او نگران موهایش است که نامرتب باشند. دانشجوها هم شروع می کنند به تعریف که عابدی تمیزترین فرد کوی دانشگاه است.

دیگر غروب شده و عکاسی هم در هوای بارانی رو به اتمام است. دکتر سوار بر موتور یکی از دانشجوها در حالی که خیابان از 16 آذر دور می شود تا به خانه اش یعنی کوی دانشگاه تهران برود برای من دست تکان می دهد و فریاد می زند: راستی شما خبرنگارید. حواستان جمع باشد رسانه به دست بیگانه نیفتد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 11:8  توسط رضا فولادی فرد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
(خواستیم گپی با دوستان و علاقه مندان در باب محیط زیست ، بهداشت ، عرفان و ادبیات بزنیم ) تحصیلات کارشناسی بهداشت محیط از دانشگاه شهید بهشتی و فوق لیسانس عمران گرایش مهندسی محیط زیست از دانشگاه تهران با تجارب کاری در شرکتهای مهندسی ، تدریس دانشگاهی ،سازمان بازیافت و امور HSE شرکت نفت ( شرکت حفاری شمال )

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
آرشیو موضوعی
اخلاق و ادبیات
مهندسی و علوم محیط زیست
بهداشت و تغذیه
پیوندها
مولانای ایرانی
وبلاگ مهندسی محیط زیست دانشگاه اهواز
دکتر سروش
شهرهای بیابانی
دانشگاه تهران
مرکز تحقیقات انرژی و محیط زیست
HSE شرکت پتروشیمی
شرکت حفاری شمال
مجموعه مقالات علمی
گروه مهندسي مواد
دنیای ان.ال.پی
زنده رود
سعدی و مولانا
غزلیات مولوی آن لاین
مثنوی معنوی ( پی دی اف )
صاحبدلان
آسمان عشق
مهار بيابان‌زايي
خانه وبلاگ نویسان محیط زیست
پایگاه اطلاع رسانی دکتر شریعتی
دیبا
الکترونیک و مخابرات(سنجش)
زندگینامه و اخلاق عارفان
پایگاه خبری مولانا نیوز
مرکز گسترش اندیشه و عرفان مولانا
کلبه ای برای دوست داشتن
وبلاگ دانشجویان محیط زیست دانشگاه آزاد اهواز
شعر نو
متون قابل دانلود در زمینه آب و فاضلاب
دانشجویان محیط زیست دانشگاه آزاد بهرمان
مدیریت بهداشت ، ایمنی و محیط زیست
مهندسي محيط زيست و بهداشت محیط - سمائی
موتور جستجوگر زیست محیطی
سایت اطلاع رسانی آیه الله امجد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


Javascripts